کانال کتابخانه ما
کتاب های ‘رمان’

فکر می کنی صاحب این خانه آخرین بار کی این جا بوده است؟ بهشان خوش گذشته؟ به مردها که حتما خوش گذشته. زن ها هم حتما خریده اند و شسته اند و پخته اند و فکر کرده اند بهشان خوش گذشته.

82
برگزیده از صفحه

نزديك شير آب دوقلوها چاله كنده بودند. يكي از بازي هايشان اين بود كه چاله را پر از آب بكنند، توي چاله سنگ و علف و خاك بريزند، با تكه چوبي هم بزنند و بگويند: آش درست ميكنيم.

-
برگزیده از صفحه

وقتی نمی توانی قواعد بازی را تغییر دهی، پس خفه شو و بازی کن!

1
برگزیده از صفحه

دست‌کم این دفعه که یه مدت می‌مونی مگه نه؟

-
برگزیده از صفحه

«هنرمندانه تحمل کن. به روش خودت. نه روش اجدادت. قبول داری؟»

97
برگزیده از صفحه

گفتم: فقط دو تا مشکل وجود دارد. اول اینکه تفاوت هایمان را نمی شناسیم. دوم اینکه زبان همدیگر را خوب بلد نیستیم.

88
برگزیده از صفحه

به سویم آمدی چنان مرا در هم پیچیدی
که فرصت دست و پا زدن را نیز از من گرفتی

-
برگزیده از صفحه

من نامه‌رسان عروسک‌ها هستم.

18
برگزیده از صفحه

شما فقط به فکر خودتون هستید. هیچ فکر کردید منِ ارمنی ِ مسیحی، کجای تاریخ این سرزمین قرار دارم؟

-
برگزیده از صفحه

لباس خواب سفیدی به تن داست. موهایش روی بالش پخش شده بود. انگار صورتش در ابرها باشد. چقدر قشنگ بود. یک لحظه عاشقش بودم لحظه بعد از او نفرت داشتم.

-
برگزیده از صفحه

اعتراف میکنم که حالم دارد از بیشتر چیزها به هم میخورد و قبل از همه، از خودم.

-
برگزیده از صفحه

تکان می خوردی بهت تذکر میداد. اگر هم زمان مناسبی برای تذکر دادن نیود گوشه ای مینوشت “تذکر” و دورش بک گردالی خوشگل میکشید تا یادش بماند قضای تذکر را حتماً به جا بیاورد.

10
برگزیده از صفحه

امروز پنج سالم شد. دیشب وقتی تو کمد خوابیدم، چهار سالم بود ولی وقتی تو تاریکی صبح زود از توی رختخواب پا شدم، پنج سالم شد.

-
برگزیده از صفحه

اگر مردان می‎دانستند که دل زنان چه آسان نرم می‎شود، این همه دعوا و طلاق نبود. گاهی یک شاخه گل و از آن مهم‎تر نگاهی یا جمله‎ای به‎موقع می‎تواند کار گردن‎بند گرانبهایی را بکند..

-
برگزیده از صفحه