کانال کتابخانه ما

تهران در بعد از ظهر

۳
دی
۹۱

قلم مصطفی مستور آنقدر گیرایی دارد که بشود یک نفس تمام کتاب را خواند و نفهمید کی شروع و کی تمام شده است.

پیشنهاد می کنیم اگر اولین بار است که میخواهید کتابی از مجموعه کتاب های مستور را بخوانید، سری به فروشگاه بزنید و اول از همه استخوان خوک و دست های جذامی اش را بخوایند. کی چی؟ که اولاً با سبک نگارش مستور آشنا شوید و دوم اینکه لذت خواندن آن کتاب رو زودتر ببرید و سوم اینکه به نظر اهالی کتاب، کتاب خواندنی و خوبی است و جایزه برده و اینکه خب پیشنهادی است برای خودش دیگر!

تهران در بعد از ظهر در سال 89 توسط نشر چشمه منتشر شد و حالا هم به چاپ نهم رسیده است.

این مجموعه 6 داستان کوتاه دارد و نقش زن در تمام این داستانک ها به وضوح قابل مشاهده است، سادگی قلم مستور همیشه دوست داشتنی و در عین حال به جذابیت بیشتر کتاب کمک کرده است.

مثلاً اینجا میخوانید که :

اشتباه اول من این بود که به تو اعتماد کردم. اشتباه دوم من این بود که عاشقت شدم. اشتباه سوم من این بود که فکر می کردم با تو خوشبخت می شم. اشتباه بعدی من این بود که تو رو صد بار بخشیدم. اشتباه هزارم من این بود که هیچ وقت خودم رو از پنجره پرت نکردم بیرون. هنوز هم دارم اشتباه می کنم که با تو حرف می زنم.

اگر دوست دارید مصطفی مستور را بیشتر بشناسید این یادداشت را حتماً بخوانید.



  • دیدگاه هایی با مضامین غیر اخلاقی و توهین منتشر نخواهد شد.
  • دیدگاه های نوشته شده حداکثر تا 48 ساعت آینده منتشر خواهد شد.
  • در صورت داشتن پیشنهاد و یا انتقاد از طریق بخش تماس با ما مکاتبه کنید.