- کتابخانه ما - http://www.welibrary.ir -

روی ماه خداوند را ببوس

مصطفی مستور در سال ۷۹ “روی ماه خدواند را ببوس [1]” را از نشر مرکز [2] منتشر کرد که برگزیده جشنواره قلم زرین شد.

(اگر مصطفی مستور را نمیشناسید باید برایتان بگویم که متن زیر را حتماً بخوانید.. 

این اولین مجموعه کتاب او در دسته رمان [3] نیست، بلکه کتابهایی همچون:

من گنجشک نیستم [4]، سه گزارش کوتاه درباره ی نوید و نگار، استخوان خوک و دست های جذامی [5] را نیز در این دسته منتشر کرده که همگی از کتابهای شناخته شده و مورد پسند اهالی کتاب است.

مستور همچنین کتاب هایی را در دسته داستان کوتاه [6] دارد که میشود اینطور آنها را معرفی کرد:

عشق روی پیاده رو، چند روایت معتبر [7]، من دانای کل هستم، حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه، تهران در بعد از ظهر [8].

و جالب است که بدانید مستور سه کتاب هم در سه دسته ی شعر، نمایشنامه و عکس نگاری دارد که به ترتیب و دست هایت بوی نم می دهند، دویدن در میدان تاریک مین، پرسه در حوالی زندگی هستند.

گذشته از این ها مستور سه کتاب هم ترجمه کرده است که میشود آنها را به ترتیب زیر معرفی کرد:

فاصله و داستان های دیگر (ریموند کارور) از نشر مرکز، پاکت ها و چند داستان دیگر (ریموند کارور) از نشر رسش و همچنین سرشت و سرنوشت، سینمای کریشتف کیشلوفسکی (مونیکا مورر) از نشر مرکز.

(تمام شد! میرویم سراغ معرفی کتاب)

جمله زیر یک شاهکار است که در صفحه اول کتاب نوشته شده، بخوانید :

هر کس روزنه‌ای است به سوی خداوند، اگر اندوهناک شود. اگر به شدت اندوهناک شود.

فضای کلی کتاب در رابطه با یونس(اول شخص داستان) است که در حال تکمیل پایان نامه اش است، موضوع پایان نامه ی یونس علت و دلیل خودکشی استادی شناخته شده و صاحب نظر است که باید روشن شود!

جدا ی از این، یونس به دنبال دلیلی برای وجود خدا میگردد، چیزی که هنوز باورش ندارد.

این هم از کتاب امروز ما!