- کتابخانه ما - http://www.welibrary.ir -

شوهر عزیز من

فریبا کلهر قبل از نوشتن رمان “شوهر عزیز من [1]” که نشر آموت [2] آن را منتشر کرده و دو رمان دیگر به نام های “شروع یک زن” و “پایان یک مرد” که به ترتیب نشر ققنوس و مرکز [3] منتشرشان کرده؛ تمام آثارش در دسته کودک و نوجوان [4] بود ولی به یکباره تصمیم گرفت شانسش را در زمینه رمان [5] آن هم برای رده سنی بزرگسالان امتحان کند که باز هم مورد استقبال قرار گرفت.

موضوع کلی کتاب پیرامون خاطرات سیما(راوی و اول شخص داستان) است؛ کسی که در اولین صفحات از کتاب شوهر عزیزش را طی یک ترور مقابل درب منزل از دست میدهد و بعد از آن هم یک سیر داستانی شروع میشود که بیشتر مرور خاطرات گذشته است.

خاطراتی که بیشترش مربوط میشود به زمان جنگ و انقلاب و موضوعات پیرامون آن، آشنایی اش با کوروش و قطع رابطه اش با نسرین. این وسط مسائل دیگری هم مطرح میشود که در بعضی مواقع آدم را تا مرز جنون میکشد و پس میزند.

نمایش شروع شده بود و ما سه نفر درست موقعی وارد شدیم که روباهه داشت می پرسید : «اهلی کردن یعنی چه؟»

شوهر عزیزم دستم را گرفت تا در تاریکی زمین نخورم. چون من استاد زمین خوردنم و تا از خودم غافل بشوم روی زمین افتاده ام و از جایی ام درد دارد زوزه می کشد.

از قبل سه تا صندلی در ردیف جلو برایمان رزرو شده بود. کار آقای آذر بود حتما. هیچ وقت شوهر عزیزم را جایی دعوت نمی کرد اما همیشه یک صندلی برایش در نظر می گرفت. حدس می زنم نمی توانست فراموش کند که روزی روزگاری همین شوهر چقدر عذابم داده بود. روزهایی که حق طبیعی ام بود شاد باشم و از روزهایم لذت ببرم.

این هم از کتاب امروز ما!

* سایت نویسنده [6]