کانال کتابخانه ما

این برف کی آمده

۸
آذر
۹۱

این برف کی آمده” محمود حسینی زاد این را سال ۹۰ در نشر چشمه گفته، آن هم به صورت ۱۱ داستان کوتاه.

فضای کلی کتاب شما را میبرد به یک دنیای دیگر، چیزی که شاید اینروزها بین این همه تکنولوژی و امکانات گم کرده باشیم.

همان طور که در طرح جلد کتب هم میبینید، همه چیز سرد و یخ زده است.

به نظر برخی از اهالی کتاب، حسینی زاد رفاقتش را همان طور که خودش گفته:

مثل خیلی از آدم های دیگر چند تایی از بهترین رفاقت هام با مرده هاست.

در سرتاسر کتاب حفظ کرده و همه اش میخواهد به مخاطب یک جوری حالی کند که مرده ها کنار ما هستند و کلاً فضا، فضای وهم برانگیزی است برای خودش.

برخی هم معتقدند که کتاب سوژه ی جالب و قشنگی دارد و کلاً حس خاصی را به خواننده منتقل میکند که باید بخوانید و درک کنید.

این پاراگراف را من هم خوشم آمد، بخوانید:

– یعنی آدم نمی میره؟
– نه.
جا خوردم.
– پس چی؟
– آدم می ره.
یکباره لحنش شکست ، صدایش از دورها آمد:
وقتی خسته می شه ، می ره….
بعد دلش که تنگ شد بر می گرده. رفته ها هم دل شون تنگ می شه. اون وقته که می آن. می آن و با آدم زندگی می کنن.

از متن کتاب

این هم از کتاب امروز ما!



نظرات شما


کاظمی گفت :

اصلا گزافه نیست اگر بگویم بهترن مجموعه داستان چندین سال اخیر. هم از نظر موضوع و هم ساختار داستانی

  • دیدگاه هایی با مضامین غیر اخلاقی و توهین منتشر نخواهد شد.
  • دیدگاه های نوشته شده حداکثر تا 48 ساعت آینده منتشر خواهد شد.
  • در صورت داشتن پیشنهاد و یا انتقاد از طریق بخش تماس با ما مکاتبه کنید.