- کتابخانه ما - http://www.welibrary.ir -

دا

” دا [1] ” نوشته ی سیده زهرا حسینی و به کوشش سیده اعظم حسینی در مهر ماه سال ۸۷ از نشر سوره مهر [2] منتشر شد.

این مجموعه که جزو پرفروش ترین کتاب ها ست، هم اکنون به چاپ ۱۵۰ خود رسیده. به گفته مخاطبین این مجموعه، بیشترین دلیل پرفروش شدن این کتاب، واقع گرایی و بیان جزئیات دقیق است.

به عقیده اهالی کتاب همین بیان دقیق جزئیات، باعث می شود تا در وهله اول ذهن مخاطب به سوی رمان کشیده شود، ولی تنها چیزی که باعث می شود این مجموعه یک رمان خوانده نشود واقعیت گرایی و دور بودن از تخیل است.

به عقیده نویسنده شاید پیش از این حضور زنان در جنگ و سال های دفاع مقدس آن طور که باید و شاید مشخص نبود، ولی حال با روایت گری های واقع بینانه و روشن، آن هم از زبان یک دختر ۱۷ ساله می شود به راحتی لمس کرد حضور پر رنگ و تاثیرات اجتناب ناپذیر زنان در سال های جنگ را.

در اینجا شاید یک سئوال برایتان مطرح شود، چرا “دا” ؟ به گفته ی نویسنده “دا” در زبان جنوبی یعنی مادر.

موضوع کلی کتاب هم پیرامون خاطرات شخصی “سیده زهرا حسینی”، دختری ۱۷ ساله که شاهد حوادث غریبی است. کسی که در زمان جنگ خرمشهر تنها کاری که از دستش بر می آمده دفن شهدا و کمک به مجروحین بوده است. کسی که پدرش را خود دفن کرده است و تنها ۱۱ روز پس از آن غم شهادت برادر را ماه ها به تنهایی به دوش کشید تا خانواده اش در آن برهه از زمان بیش از پیش شکسته نشوند.

در بخشی از کتاب می خوانیم :

 نمی‌توانستم از پیش بابا بروم. نمی‌توانستم از او دل بکنم. چهارزانو نشسته، روی سینه‌اش خم شده بودم. سینه‌اش، گلویش، صورتش و پیشانی‌اش را می‌بوسیدم. به موهایش دست می‌کشیدم. لطافت و نرمی موهایش را زیر دست‌هایم حس می‌کردم. قشنگی تنها چشمش مبهوتم کرده بود. برق عجیبی داشت، انگار از شادی برق می‌زد. رنگ پوست و حالتش اصلا شبیه هیچ‌کدام از میت‌ها و شهدایی نبود که این چند روز دیده بودم. هیچ سردی در بدنش حس نمی‌کردم. پوست بدنش طراوت و قرمزی خودش را داشت. انگار بابا خوابیده بود. خیلی قشنگ‌تر از قبل شهادتش شده بود. حتی چروک‌های دور چشم و پیشانی‌اش هم از بین رفته بود…