کانال کتابخانه ما

عادت می کنیم

۵
اسفند
۹۱

عادت می کنیم” نوشته ی زویا پیرزاد، در سال 83 از نشر مرکز منتشر شد.

موضوع کلی کتاب را هم می شود اینطور توضیح داد که ما با سه شخصیت، از سه نسل متفاوت رو به رو هستیم، “مادر بزرگ(ماه منیر) – مادر(آرزو) و دختر(آیه)”، که بیشتر روایت گری ها بر عهده “مادر – آرزو” است، چرا که با دو نسل متفاوت یعنی “مادر خود” و “دخترش” مواجه است..

به عقیده اهالی کتاب، نقطه قوت این مجموعه بیان دقیق و جزئی شرایط و عواطف و .. شخصیت هاست. اینکه به خوبی می شود خودمان را جایشان بگذاریم و از نزدیک لمسشان کنیم.

شاید برایتان جالب باشد که بدانید در این کتاب از مرد سالاری ها و کلیشگی های همیشگی زنان که در اکثر داستان ها به چشم می خورد، خبری نیست. زنان در “عادت می کنیم”سعی بر این دارند تا از فضای همیشگی خود خارج شده و خودی نشان بدهند.

در بخشی از کتاب می خوانیم :

محسن یک قدم جلو گذاشت. “خانم صارم دستتان را ماچ می کنم. قول شرف، قول مردانه، دفعه ی اول و آخرم بود، متشکرم، ممنونم. ”

آرزو کشو را بست. “خیلی خُب، برو. من یکی تا حالا از قول مردانه خیری ندیده ام. خیلی مردی قول زنانه بده.”

محسن وسط خنده و گریه گفت “چشم. قول زنانه. متشکر. ممنون.”



  • دیدگاه هایی با مضامین غیر اخلاقی و توهین منتشر نخواهد شد.
  • دیدگاه های نوشته شده حداکثر تا 48 ساعت آینده منتشر خواهد شد.
  • در صورت داشتن پیشنهاد و یا انتقاد از طریق بخش تماس با ما مکاتبه کنید.